وقتی به ابن سینا بگی لغت نمیدانی چه میشود؟!

در ادامه داستانی می خوانید از شاخ بازی ابن سینا - شیخ الرئیس:

دانشمندان آن روزگار- در هیچ زمینه‏ اى از علوم- در برابر شیخ قدرت پایدارى نداشتند، تا آنکه روزى ابو منصور جبان و ابن سینا در حضور مجد الدوله برابر هم قرار گرفتند. بحث لغوى به میان آمد. شیخ به اظهار نظر پرداخت. ابو منصور با گوشه چشم به شیخ نگریست و گفت: تو فیلسوف و حکیم هستى، اما در لغت چنان ورزیده نیستى که سخنت حجت باشد! این سخن بر شیخ گران آمد، کتاب تهذیب اللغه ازهرى را از خراسان طلبید، و سه سال در زمینه لغت کار کرد تا در این دانش نیز به پایه‏اى رسید که کم‏ نظیر شد.

آنگاه سه قصیده سرود، و در آنها واژه ‏هاى مهجور گنجانید، و سه کتاب نوشت، یکى به سبک «ابن عمید» دیگرى به سبک «صاحب» و سوم به سبک «صابى»، و دستور داد که آنها را با جلدهاى کهنه صحافى کردند، سپس با مجد الدوله سازش کردند که آنها را به ابو منصور نشان دهد و بگوید: به هنگام شکار در بیابان پیدا کرده‏ ایم. چون کتابها تسلیم ابو منصور شد، در آنها نگریست. در موارد بسیار از دریافت معنى کلمات فرو ماند. شیخ پیوسته مشکلات او را شرح مى‏کرد و مى‏گفت: این کلمه در فلان کتاب بدین معنى آمده است. سرانجام ابو منصور با هوشیارى از قضیه آگاه شد، پوزش خواست و به پیش کسوتى شیخ گردن نهاد.

پس از آن شیخ فرهنگى نوشت که مانندش را کسى ننوشته بود، و آن را «لسان العرب» نام نهاد. اما هنوز پاکنویس نکرده بود که درگذشت، و کسى از چرک‏نویس‏هاى او سر در نیاورد.

 پی نوشت: غرور به هیچ وجه خوب نیست ولی غرور و ابهت و جذبه به جا از جذاب ترین مسائلی است که لذت غیر قابل وصفی دارند، این که شاخ بازی در بیاوری و واقعا شاخ باشی نه که از درون تهی باشی.

۰ نظر ۱ موافق ۰ مخالف
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
درباره من
مُتْقَنْ از اتقان به معنای استوار گردیده و محکم شده است.
نویسندگان
طراح قالب : عرفـــ ـــان قدرت گرفته از بلاگ بیان